۞ Anti 666 ۞

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد!
زمانیکه مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار می‌کنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟                 
دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!                               
باشد که خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی کنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نکنید!!!       

 

۞ Anti 666 ۞


نظرات شما عزیزان:

انجمن جلال آل احمد
ساعت1:22---28 خرداد 1390
سلام.

وبلاگ‌تون خیلی قشنگه. معلومه که براش زحمت می‌کشید.

حالا که آمارتون هم بالاست، همین باعث می‌شه که مسؤولیّت‌تان هم بالا باشه. پس شما هم سعی کنید احساس مسؤولیّت کنید و این وبلاگ را نوعی رسانه برای تبلیغ عقاید صحیح قرار دهید.

توفیق آن‌را از خدا بخواهید.

امیدوارم که موفّق باشید.

جرّاحی 27/3/90



انجمن جلال آل احمد
ساعت1:22---28 خرداد 1390
سلام.
وبلاگ‌تون خیلی قشنگه. معلومه که براش زحمت می‌کشید.
حالا که آمارتون هم بالاست، همین باعث می‌شه که مسؤولیّت‌تان هم بالا باشه. پس شما هم سعی کنید احساس مسؤولیّت کنید و این وبلاگ را نوعی رسانه برای تبلیغ عقاید صحیح قرار دهید.
توفیق آن‌را از خدا بخواهید.
امیدوارم که موفّق باشید.
جرّاحی 27/3/90


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 26 خرداد 1390برچسب:دختری که خدا از او عکس می گرفت , , توسط ۞۞۞ Anti 666 ۞۞۞